خیریه باسط

مجازی
خیریه باسط

و در اموال خود براى سائل و محروم حقى قائل بودند
سوره ذاریات - آیه 19


لطفا لینک این وبلاگ را در جایی مناسب در وبلاگ یا وب سایت خود جهت حمایت قرار دهید


لطفا با نظرات خود کمک حال ما باشید
به فعالیت شما در این کار خیر نیازمندیم


آدرس کانال تلگرامی خیریه باسط
https://telegram.me/khayriye_blog_ir

طبقه بندی موضوعی

نویسندگان

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

بزرگوارانی که قصد دارند دائم با خیریه همراه باشند یا به صورت ماهیانه مبالغی را واریز کنند لطفا مشخصات خود را به همراه مبلغ اعلام نمایند (اگر بعدا مبلغ کمتر یا بیشتر شد مشکلی نیست) تا بتوان برنامه ریزی دقیق تری انجام داد و ارتباط منظمی را بتوان به صورت دوسویه صورت داد.

البته که مشخصات محفوظ می‌باشد.

بزرگوارانی هم که می‌توانند با این مجموعه همکاری نمایند اعلام کنند (مثلا بین دوستان یا فامیل یا همین مجازی هایی که شما را می‌شناسند شما حلقه وصل می‌شوید و پل ارتباط کار خیر) که بسیار نیاز است جهت گسترش و کمک رسانی به تعداد بیشتری نیازمند.

قطعا با قدم های کوچک هرکدام ما و جمع این قدم ها می توان گامهای بزرگی برداشت

کمک های هرچند کوچکتان را دریغ نکنید

عباس زاده

بسم الله الرحمن الرحیم



کد10: خرید لوازم اولیه به مبلغ 100 هزار تومان 95/8/10

کد11: پرداخت مبلغ 250 هزار تومان 94/9/02

عباس زاده

بسم الله الرحمن الرحیم

ان شاالله بزودی فعالیت‌های خیریه باسط را به کمک خداوند متعال افزایش میدهیم.

این پست موقتی است و حذف خواهد شد.

عباس زاده

بسم الله الرحمن الرحیم


ایشان پیرمردی از کارافتاده هستند که به دلیل حادثه‌ای که برایشان اتفاق افتاده است نابینا شده اند. همسرشان به دلیل وضعیت بدمالی ایشان خانه را ترک کرده است و دارای دو فرزند(یک دختر و یک پسر) محصل می باشند در مسکن مهر شهریار زندگی می‌نمایندو ماهیانه 280 هزار تومان قسط مسکن مهر و وام می‌پردازند.

درآمد ماهانه ایشان یارانه و ماهیانه 80 هزار تومان مستمری بهزیستی می باشد و درآمد دیگری ندارند و قادر به کار به دلیل نابینا بودن نیستند.


اقدامات:

مبلغ 250 هزار تومان جهت معیشت و پرداخت بخشی از بدهی هایشان مساعدت شد 94/9/02
عباس زاده

بسم الله الرحمن الرحیم

جوانی است که از بچگی در بهزیستی بزرگ شده است و اکنون نیز در یکی از مراکز بهزیستی استان تهران زندگی میکند ،  دارای بیماری اعصاب است و به همین دلیل وقتی که قرص هایش تمام میشود کنترل اعصاب خود را از دست داده و با مشکل اعصاب چندین بار دست به خود کشی زده است که نجاتش داده اند و رد آنها روی دستهایش قابل شهود.

وقتی قرص ها را میخورد اینقدر پسرخوبی میشود و دلسوز که اصلا انگار نه انگار

چند نوبت شناسنامه و کارت ملی خود را به دلیل بیماری گم کرده است و اکنون مشکل شناسنامه ای دارد و مشکل برای تهیه قرص که جمعا برای گرفتن آنها نیاز به 250 هزار تومان داشت

درصورتی که نتواند قرص های خود را تهیه کند و اگر به این جوان کمک نشود و مجدد خودکشی خواهد کرد


اقدامات:

مبلغ 200 هزار تومان برای دریافت شناسنامه که بتواند جایی کار کند مساعدت شد 94/6/30

مبلغ 50 هزار تومان برای تهیه قرص ها به ایشان مساعدت شد 94/6/30

مبلغ 71 هزار تومان برای داروها و خورده ریز مورد نیاز ایشان 94/7/15

مقداری لباس و وسایل مورد نیاز ایشان مانند کوله پشتی و ... که بانی داشته است

مبلغ 200 هزار تومان جهت مقدمات اشتغال دستفروشی ایشان که از محلی غیر از خیریه تامین شد 94/8/3

خرید لوازم اولیه به مبلغ 100 هزار تومان 95/8/10

عباس زاده

بسم الله الرحمن الرحیم

ساکن تهران هستند . یک زوج جوان هستن که یک پسر نه ساله دارن . همسر این خانوم دچار بیماری سرع هست  و  کابینت کار هستن  . در خانه‌ای قدیمی که 2 اتاق تو در تو فقط دست ایشان بوده زندگی میکردن  2میلیون و 500 پیش و ماهی 700 هزار تومن اجاره میدادن . چون مکان و سرمایه نداشتن حقوق کمی (300 هزار تومن ) دریافت میکردن و از اونجا خارج شدن که کار بهتری پیدا کنن که  مدتی کار پیدا نکرده بودن و تازه کار پیدا کردن .  3 ماه بود اجارشون عقب افتاده بود و صاحب خونه حکم تخلیه رو گرفته بود و 6 ماه بود که یخچال نداشتن و نتونسته بودن تهیه کنن نیازمند یک یخچال بودن و  یک وام 3میلیونی که روی پول پیش خونه بذارن . به علت اینکه همسرشون تازه کار پیدا کردن قرار شد از ماه آذر پول یخچال رو خرد خرد برگردونن به خیریه تا برای مورد بعدی استفاده کنیم .

 

اقدامات:

واریز مبلغ 320 هزار تومان برای تهیه یخچال 94/06/06

زینب دباغ

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ساکن شهرستانی نزدیک قم هستن . پدرشون حدود 6 سال پیش در اثر انفجار مغازه مکانیکی دچار قطع عضو (دست و پا ) شده و مدتی بستری بودن و بعد فوت شدن . مادرشون بعد از این حادثه دچار بیماری اعصاب شدن و قادر به کار کردن نیستن . 4 فرزند دارن که 2 تا از دختر ها با کمک مردم جهیزیه شون تهیه شده و ازدواج کردن . سومین دختر برای تهیه تتمه جهاز اعم از تشک و.. نیازمند 300 هزار تومان پول بودن .

 

اقدامات:

واریز مبلغ 300 هزار تومان برای تهیه جهیزیه  94/05/11

زینب دباغ

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ساکن تهران هستن . قبلا بصورت شریکی مغازه داشتن . مغازه مورد سرقت واقع میشه و این آقا 50 میلیون به شریکشون بدهکار میشن و چون تخصصی نداشتن تو پیک مشغول به کار میشن . به دلیل اینکه خونه و وسایل منزل نداشتن منزل پدرشون سکونت داشتن . به تازگی مکانی رو رهن کردن و یک سری وسایل دست دوم هم یک نفر براشون تهیه کرده ولی یخچال ندارن . با توجه به اینکه یک بچه یک ماهه دارن و ماهی 1 میلیون بابت بدهی قسط میدن قادر به تهیه یخچال نبودن .

 

اقدامات:

واریز مبلغ 350 هزار تومان برای خرید یخچال  94/05/04

زینب دباغ

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ساکن هشتگرد است و شوهرشون 1 سال ونیم پیش در اثر بیماری فوت می کنن . این خانوم کارگر هستند و ماهی 200 هزار تومان دریافت می کنن  و صاحب 4 فرزند هستن  که 2 تا از فرندانشون دختر هستن  یکی متولد سال 69 و دیگری متولد سال 70 هست و عروسی یکی بعد از ماه رمضان و دومی تقریبا دو ماه دیگه هست . این خانوم برای خرید ضروریات جهیزیه با مشکل مواجه شدن .

 

اقدامات:

واریز مبلغ 300 هزار تومان به حساب ایشان برای خرید جهیزیه  94/4/08

زینب دباغ

بسم الله الرحمن الرحیم


همسرش تا چندسال پیش مقراط کار بوده است و کارو زندگی خوبی داشته اند. چندسالی است درگیر بیماری شده است که در دنیا نادر می‌باشدبه نام "هانتینگتون کره" که وی را از کارافتاده کرده است و حال به جز یارانه درآمد دیگری ندارند و با کمک برادر و خواهر تاکنون زندگی را اداره کرده اند. دارای یک دختر 14 ساله می باشند که دکترها گفته اند احتمال داشتن بیماری در او هم هست ولی تاکنون علائمش نشان داده نشده است. ماهیانه حدود 900 هزار تومان هزینه دارویی ایشان می‌باشد. بدنش در اثر این بیماری لمس شده و به سیستم عصبی نیز حمله میکند و باید کاردرمانی شود.

صبر و تحمل خانم مثال زدنی بود و توکلش به خدا از مشخصات بارزش که با این همه مشکلات میگفت کاری کنید که بتوانم تا زمان حیات همسرم او را در خانه نگهداری کنم که کانون خانواده ام از هم نپاشد


اقدامات:

مبلغ 250 هزار تومان به حسابشان واریز شد 94/4/8

عباس زاده

بسم الله الرحمن الرحیم


ساکن تهران - منطقه یافت آباد ساکن است و دارای 80 سال سن می باشد که باهمسرش زندگی می نماید. دارای یک فرزند 33 ساله که به تازگی ازدواج کرده و روی وانت اقساطی کار میکند. در خانه‌ای قدیمی که فقط 2 اتاق دست ایشان می‌باشد با کرایه ماهی 200 هزار تومان زندگی می نماید. خودش قبلا راننده بوده که چند سالی است توان کار ندارد و بیمه هم نبوده است که اکنون بازنشسته باشد. تا کنون فرزندش کرایه منزلش را می پرداخت و با پول یارانه زندگی را سر می کرده است ولی اکنون خود فرزندش مستاجر و با داشتن قسط های مختلف توانایی کمک به پدر را ندارد.

مدتی است که کرایه منزل را نپرداخته است و مستاصل شده و نمیداند چه کند


اقدامات:

واریز مبلغ 200 هزار تومان به حساب ایشان 94/4/08

عباس زاده

بسم الله الرحمن الرحیم

توی یکی از کوچه‌های قم ایستاده بودم ولی فکرم جای دیگه بود ،‌ پسر بچه ای حدودا 13 ساله یک مشماع که کمی سوهان درونش بود در دست داشت و تناول میکرد پسر که جای مناسبی نبود را گفتند از جایش حرکت کند،‌ سرش را پایین انداخت و رفت ،‌ لباسهای کهنه‌ای داشت ،‌ او را می‌دیدم اما در دنیای دیگری بودم و فکرم جای دیگری مشغول بود ،  یکی از دوستان آمد جلو و گفت دلم برایش سوخت بنده خدا چه کفش‌هایی در پا داشت یک آن حواسم از جایی که بود به کوچه تقریبا 4 متری که داخلش ایستاده بودیم آمد ، تقریبا 50 متر از ما دور شده بود ،‌ به پاهایش نگاه کردم یک کتانی سفید درپا داشت و به دلیل این که کفی کتانی رفته بود پشت پاهایش سیاه شده بود.

ناخودآگاه گفتم من میرم سراغش ببینم برای چی اینجا ایستاده بود اصلاً ...

بدو بدو رفتم تا برسم بهش ،‌ رسیده بود سرکوچه و پیچیده بود ،‌ آقا پسر ،‌ آقا پسر ... ایستاد و برگشت ،‌ آرام بهش گفتم برای چی اونجا ایستاده بودی؟ کمی ترسیده بود انگار ، خیالش را راحت کردم یه جورایی روش نمیشد مشکلش رو بگه و با کمی آرامش خیال دادن بهش گفت :

پدرش کارگر است و زندگی خوبی ندارند و ماهیانه 300 هزار تومان کرایه خانه می‌دهند و سه فرزند هستند درخانه و به سختی زندگی می کنند.

به کفش هایش نگاه می کردم موقع توضیح دادن انگشتان پایش از کنار کتانی سفید کهنه که کفی اش رفته بیرون زده بود ...

نامش را پرسیدم ، گفت عباس ،‌ تلفنش را گرفتم و گفتم به خانه برو به شما زنگ می زنم ..

خیلی دوست داشتم تا وقتی قم هستم به منزلشان بروم و از نزدیک دیدن کنم از وضعیت زندگی‌شان ، اما وقت مجال نداد متاسفانه ..

تصمیم گرفتم با کمک دوستان برای سه فرزند خانواده کفشی تهیه کنیم و ارسال کنیم .


اقدامات :

با کفش فروشی فاضل در قم صحبت شد و پول به حساب کفش فروشی واریز شد تا بروند کفش‌هایشان را برای شب عید تحویل بگیرند.

مبلغ 200 هزار تومان به حساب کفش فروشی واریز شده است. 93/12/28

اجر همه دوستان با خداوند

عباس زاده